محمود بن عثمان

16

مفتاح الهداية و مصباح العناية ( سيرت نامه سيد امين الدين بليانى )

« بسيار مىبود كه . . . اندكى در خلوت مىخفتيدم . » - يا « آفريننده » : « حق تعالى آفريننده و پديده‌كنندهء اين چيزهاست . » - كاربرد اعداد ترتيبى « پانزدهم » و « دوازدهم » به صورت‌هاى « بانجدهم » و « دواجدهم » . - كاربرد « درفور » به جاى « برفور / فورا » : « از كرامات شيخ متحير بماندم كه در فور مدد فرمود . » چهار واژهء « كاخانه » ، « كرامين » ، « بنجاس » ، « حكوجه » ، كه در عبارات زير آمده ، معنى آنها را در هيچ فرهنگى ، حتى فرهنگ زبان‌هاى باستانى ، نيافتم . « شما مپنداريد كه كاخانهء مشايخ به تقليد و عادت و رسم نهاده‌اند . » « دولت گريزان است ، بند كنيد آن را به كرامين دانستن اوليا و صالحان . » « تا بنجاس تير بليّات و حادثات نگشتيمى . » « روزى در حكوجهء بصره مىگذشتم . » در بسيارى موارد كسره اشباع و به صورت « ى » نوشته شده . اين تبديل در واژه‌ها و تركيبات عربى هم ديده مىشود : « آن حال مشاهيده كردم . » « مردانه در كار باش كه ما حاضر توايم . » « جمعى از درويشان . . . حاضر بودند . » « گفتم كه شرم نداريد از اين جمعى مشايخ . » « چندان‌كه احتياط كردند ، از قومى حىّ هيچ‌كس نديدند . » « من از جان و دل متقيد شيخ الاسلام شده‌ام . » « صالحين مشفيقين . »